۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه

گاهی دلم برای اشکهایم تنگ می شود...




گاهي دلم برای خودم تنگ مي شود

بگذار تا ببارد...
.
..
شايد اين آخرين بوسه های آسمان باشد
______________
سکوت

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

هـــــــــفــــــت >>> عدد خوشبختی

سلام به دوستان

دیروز دوستی  گفت که چرا هفتت گیر کرده! تو دنیایی که مردم هشتشون گرو نهشونه!؟؟؟

راست می گفت

ولی واقعا کدام هفت؟

7سین (که پایان هرسال پهن می کنیم ...اول سال جم!)

7 ــــه! (همون که 7 روزه! ... اگه خوش نباشی!...دلت می سوزه!!!)

7 آسمون ( اونجا که داد ملت می رود ... و لی از آنجا راه بجایی ندارد)

7خان (تهش چی شد؟؟؟... ...؟؟؟)

7سر (توضیح:به یک اژدهای مادر مرده اشاره دارد)

7 خاج! (ااآس!......................................نه...جور نمیشه!......)

7 ماهه! ()

7 کوتوله (و سفید برفی!خوراک قصه های شب ارنستو!)

7 عروس برای 7 برادر (نگو که اینو ندیدی!)

7 خبیس! (#######)

7شاخ (توضیح:تا چندی پیش 4شاخ می شدیم...دیگه دوره و زمونه عوض شده )

7رنگ (رنگی که هرگز از مد نمی افتد)

7 تیر (بیشترمراقب مامرافب اوییم تا او مراقب ما...شاید هم برعکس )

7 جون (توضیح: بیشتر موبوط به رده گربه سانان...ماکه یکی بیشتر نداشتیم...)

7!....(توضیح: مال مارو گرفتن رفــــت!!!...چشمک)

گیر: امری 3 پیچ است ... که به ما می دهند...انشا الله اینم 7 تا می شود (چشمک)

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

The Sound Of Silence















Hello darkness, my old friend
I've come to talk with you again
Because a vision softly creeping
Left its seeds while I was sleeping
And the vision that was planted in my brain
Still remains
Within the sound of silence
In restless dreams I walked alone
Narrow streets of cobblestone
'Neath the halo of a street lamp
I turned my collar to the cold and damp
When my eyes were stabbed by the flash of a neon light
That split the night
And touched the sound of silence.

And in the naked light I saw
Ten thousand people, maybe more.
People talking without speaking,
People hearing without listening,
People writing songs that voices never share
And no one dare
Disturb the sound of silence.

"Fools" said I, "You do not know
Silence like a cancer grows.
Hear my words that I might teach you,
Take my arms that I might reach to you."
But my words like silent raindrops fell,
And echoed
In the wells of silence

And the people bowed and prayed
To the neon god they made.
And the sign flashed out its warning,
in the words that it was forming.
And the sign said, "The words of the prophets

are written on the subway walls
And tenement halls."
And whisper'd in the sounds of silence.
------------------------------------------------------
//Paul Simon Lyrics
//Singel by Simon and Garfunkel
------------------------------------------------------
For Download Click Here
The Rolling Stone Magazines 500 Greatest Songs Of All Time
کیفیت پایین تر



سلام سکوت ، دوست قدیمی من ،
دوباره برای صحبت با تو آمده ام
چرا که روئیا یی به آرامی می خزد
هنگامی که خواب بودم دانه هایش را گذاشت
و روئیا یی که در ذهن من کاشه شد
هنوز مانده است
در حصار صدای سکوت.
در خواب های پریشان به تنهایی قدم می زدم
خیابان های باریک سنگفرش،
حاله نورانی یک چراغ خیابان،
یقه ام را به سرما ورطوبت خفه بر می گردانم
هنگامی که چشمانم از درخشش نور نئونی تیر می کشد
شب را شکافت
و صدای سکوت را لمس کرد.

و در نور عریانی که من دیدم
ده هزار نفر، شاید هم بیشتر.
مردم صحبت می کردند بدون گفتن سخنی،
مردم گوش می دادند بدون شنیدن سخنی،
مردم اشعار را می نوشتند، صدا ها هرگز در هم نمی آمیخت
و هیچ کس جرات نداشت
صدای سکوت را بشکند.
احمق ها" من گفتم " شما نمی دانید"ا "
سکوت چون سرطان رشد می کند
این حرف های من است که باید به تو بیاموزم
بازوانم را که با ید به تو برسند بگیر
اما حرف های من مانند بارش بی صردای باران افتاد
و انعکاس صدا پیچید
در چاه سکوت

و مردم تعظیم وپرستش می کردند
به خدای نئونی ای که ساخته بودند
و علامت، هشدارش را چشمک می زد
در حرف هایی که شکل گرفته بود. _ حرف هایی که گفته شده بود
و علامت گفت :" کلمات كتب انبياء بني اسراءيل

بر دیوار راه های زیر زمینی (مترو) نوشته شده است
و بر دیوار آپارتمان ها ( دیوار سالن ها )"
و نجوا می کند صدای سکوت را.
ا
Released Format Recorded Genre Length Label Writer Producer
September 1965
7" single
March 10, 1964 (main track); June 15, 1965 (overdub)
Folk Rock
3:05
Columbia Records
Paul Simon
Tom Wilson









توضیح: ترجمه شعر این آهنگ کمی حالت تحت الفظی داره که این مربوط  میشه به زمانی که اون رو ترجمه کردم (در واقع این شعر اولین تلاش من برای ترجمه متن آهنگ ها بود) و البته در آینده هم ویرایشش نکردم چون هدفم درک بهتر مضون  اثر برای دوستان بود نه نمایش توانایی شخصی ام در فن ترجمه (چشمک)

تو را دوست می دارم

 



تو را دوست می دارم
بیش از آن که فکر کنی.
بدون علم الفاظ دشوار
سبز ، چون سادگی
سرخ ، چون خون گرم
 سپید ، چون امید...


























______________
سکوت

وبراین تپه...




وبراین تپه

میشی ایستاده بر چهار پا
سر از چریدن بر نمی دارد . . .

من بر دو پا
چشم از تو بر نمی دارم . . .

ودرخت ایستاده بر یک پا
هیچ نمی گوید
سر به آسمان دارد.
ا_____________
سکوت

Alvin Lee - The Bluest Blues



The Bluest Blues
Alvin Lee

I couldn't wait to see you - waiting by the door
There's no one there to meet me - and your clothes are on the floor
Sorry if I hurt you - and I made you cry
Couldn't stand to see you - with another guy
It's the bluest blues - and it cuts me like a knife
It's the bluest blues - since you walked out of my life
Couldn't really tell you - how you hurt my pride
Something broke within me - down inside
I never knew I loved you - til you went away
Now the loneliness surrounds me - everyday
It's the bluest blues - since you walked out of the door
It's the bluest blues - cause I won't see you no more
I'm sorry if I failed you - if somehow I'm to blame
It's the bluest blues I'm feeling - it's a cryin' shame
I just can't live without you - face another day
It's the bluest blues I'm feeling, and it's here to stay
It's the bluest blues, and it cuts me to the bone
It's the bluest blues, when you can't find your way home

For Download

Alvin Lee & Ten Years After - The Bluest Blues

۱۳۸۹ مرداد ۱, جمعه

گويی همیشه تابستان است...

گويی همیشه تابستان است...
باران آتش،آتش عشق را هم می سوزاند
به درختان می نگرم
نگاه سبزم بر شاخه های منفعلشان خشک می شود
دیگر نوبت آنهاست
که ترانه های وحی را در میان برگهایشان
زمزمه کنند
ای کاش خدا
  ما را به نسیمی مهمان می کرد 

______________
سکوت

۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

گروه 127

گروه 127



اعضاى گروه ۱۲۷ عبارتند از سهراب محبى، خواننده و نوازنده گیتار، علیرضا پوراسد نوازنده‌‌‌‌ گیتار باس، سردار سرمست نوازنده‌ پیانو، سلمک خالدى نوازنده‌ ساز بادى ترومبون و یحیى الخنسى نوازنده‌ درامز. پایه ریزان اصلى این گروه سهراب و علیرضا هستند که مدتها پیش از تشکیل گروه با هم آشنا بودند. سایر اعضا به تدریج به به گروه اضافه شدند.
127 به سرعت مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت و مستند «127,an Iranian band» ساخته‌ رضا حائری از شبکه‌ چهار انگلستان پخش شد و مورد توجه انگلیسی‌های بسیاری واقع شد. مستندی دیگر درباره‌ این گروه نیز در تلویزیون سوئد روی آنتن رفت.
گروه راک ۱۲۷ در اولین دوره مسابقه موسیقى زیرزمینى موسوم به یوام‌سى که در سال ۱۳۸۱ برگزار شد، مقام سوم را کسب کرد.
موسیقی 127 جابگاه خود را در رادیوی کشورهایی همچون آمریکا، انگلستان و آلمان نیز پیدا کرده و از گروه دعوت شد که در فستیوال 2005 SXSW در آستین تگراس برنامه اجرا کند (که البته به دلایلی میسر نشد اما در 2006 SXSW شرکت کرد.) با این‌حال گروه تا به‌حال اجراهایی در ایتالیا (Arezzo Wave Festival)، نیویورک، واشنگتن و کمبریج داشته‌است.
سابق بر این اغلب کارهای گروه ۱۲۷ به زبان انگلیسی بود. البته اخیرا گروه 127 استفاده از اشعار فارسی را نیز در کار خود قرار داده‌اند. آلبوم جدید گروه با نام خال‌پانک که در دست تهیه است به زبان فارسی است. سبک 127 به‌شدت شخصی و منحصربه‌فرد است و همین باعث شده است که آن‌ها نام سبک خود را "راک تهرانی" بگذارند. در حقیقت سبک 127 برخلاف بسیاری از گروه‌های راک زیرزمینی ایران برآیند تفکرات و سلایق اعضای آن است. به زبان دیگر در 127 هرکس ساز خودش را می‌زند اما به‌طرز شگفت‌انگیزی در بستر فضایی پلی‌فونیک، خُل‌خُلی و سرخوشانه‌ای چنان به هم چفت می‌شود که دیگر نمی‌توان تشخیص داد کی با کی هماهنگ شده و موسیقی به‌صورت یک کل منسجم به گوش می‌رسد. ترکیب ملودی ایرانی، جاز و آلترناتیو. ترانه‌های127 از پلشتی‌ها و زیبایی‌های زندگی می‌گویند و در عین اینکه ریشه در بستر زمان و مکان خود دارند از دغدغه‌های جهانی ـ همچون دلزدگی و امید، تنهایی و... ـ نیز سخن می‌گویند.
مدتی پیش آلبوم "fulltime job" این گروه از طریق مرکز موسیقی بتهوون وارد بازار موسیقی ایران شد. در پرانتز می‌شود این را هم اضافه کرد که فروشگاه موسیقی بتهوون پلمب شد!

منبع:هفت سنگ